گنج

شمارهٔ ۱۶۰

۷ بیت
چسم تو از ما خطائی دید و ابرو چین گرفتحاجبت آورد از ترکان سپاه و چین گرفت
زلف تو چون هندوان آتش پرستی پیشه کردخواب خوش بادت کز آتش بستر و بالین گرفت
می‌رسد پیک صبا و مژده می‌آرد که بازملک هفت اقلیم را سلطان فروردین گرفت
از سماعِ مرغ رقصان شد چنار و دست‌زنجیبِ گل را چاک کرد و دامن نسرین گرفت
هر دمم تلخی که زاهد می‌چشاند هست نوشای خوشا رندی که بر کف بادهٔ نوشین گرفت
مادر ایام هر شیری که با فرهاد دادکی رسد با ساغر شیری که از شیرین گرفت
ناصرا گر عاشقی جان را به تلخی ده چو جامشرط عاشق نیست در دل ذوق  جان شیرین گرفت