شمارهٔ ۱۳۵
ناله یادت میدهد کز بیدلانت یاد نیستلیک او باد است و از وی حاصلی جز باد نیست
در رهت از ناتوانی آب چشمم میبرددیگرم جز اشک گلگون هیچ استعداد نیست
ز آتش عشق تو سوزد خلوت دل هر زمانخانهٔ هستی ما ز آن رو قوی بنیاد نیست
دلبر شیرین به عالم صد هزارانند و لیکعاشق شوریده و شیرینتر از فرهاد نیست
کوی جانان دور و شب تاریک و جان بارِ گرانقاصد ما باد و آن طاقت که او را باد، نیست
گر به گوش او رسد فریاد، فریادم رسدکی رسد چون از ضعیفی طاقت فریاد نیست
ناصرا در راه معنی بیش ازین بیشی مجویسعی ما باطل بود چون بخت مادر زاد نیست