گنج

شمارهٔ ۱۳۲

۷ بیت
در شهر یار پختهٔ ما جز کباب نیستوز همدمان کهنه کسی جز شراب نیست
هم‌صحبتی که با همه‌کس خوش سخن بودبسیار جُسته‌ایم و به غیر از رباب نیست
روی از بساط دهر به شطرنج کرده‌ایمکز شاه او وجود کسی را عذاب نیست
با ناز شاهدان که چو کاغذ دو رویه‌اندما را چه کار، شاهد ما جز کتاب نیست
ساقی بیار می که نیابد مقام نورهر کس که همچو چشم تو مست و خراب نیست
گوش من و نوای نی اکنون که در جهانراهی به غیر راه مغنی صواب نیست
ناصر به کام دل نرسد هرگز از دعاگوئی دعای مست مگر مستجاب نیست