گنج

شمارهٔ ۱۲۸

۷ بیت
یا رب آن اوج نشین کوکب سیارهٔ کیستنظر آن مه بی‌مهر به استارهٔ کیست
اشک سرخ و رخ زرد و دل گرم و دم سردشمع سوخته ز آتش رخسارهٔ کیست
دل بلبل به جفای گل اگر پاره شده استدل گل هیچ ندانیم که صد پارهٔ کیست
غرقهٔ خون جگر مانده گل بر سر خارباز پرسید که خارم ز دل خارهٔ کیست
چین زلف تو که چون شام غریبان تیره‌ستدر خم هر سر مویش دل آوارهٔ کیست
دل خونخوارهٔ من تشنه به خون لب توستلب تو تشنه به خون دل خونخوارهٔ کیست
چاره‌ای گر نکنی درد دل ناصر راوقت جان دادن او پرس که بیچارهٔ کیست