شمارهٔ ۱۱۴
ز چشمم خون دل هر شب روان استسرشک خونیام از شبروان است
دوان یک شب روانم از شماخیکه جان و دل مرا در شابران است
سمند عزم را بربستهام زینهمین دم اشک گلگونم روان است
رکابم گر گران باشد مکن عیبکه با من بخت گمره همعنان است
سبک بار سفر میبست ناصرولی جان بربرش بار گران است