شمارهٔ ۶۲
ای فدای تو عز و جاه همهآستان تو سجده گاه همه
سوی درگاه توست راه همهای به درماندگی پناه همه
کرم توست عذرخواه همه
یارب از دهر بی ملولم کنجانب روضه رسولم کن
به سوی اولیا وصولم کنبه طفیل همه قبولم کن
ای اله من و اله همه
در برو دوش ماست فکر لباسما همه در تلاش زیب و اساس
پیرو نفس و تابع وسواسگنه ما برون بود ز قیاس
عفوت افزون تر از گناه همه
جستجو می کنم نشان رهتمی پرم سوی آستان رهت
ای سرم فرش کاروان رهتگرد نعلین رهروان رهت
شرف تکمه کلاه همه
از تو ای نور چشم ملتمس استمیوه نخل بنده نیم رس است
تشنگان را همیشه این هوس استقطره یی ز آب رحمت تو بس است
شستن نامه سیاه همه
آن که هستی به ذات خویش احدسیدا دارد از تو چشم مدد
همنشینش مکن به همدم بدخسرو از تو پناه می طلبد
ای پناه من و پناه همه