شمارهٔ ۸۶
ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرامی نهم لب بر لب نی تا نفس باشد مرا
بر طواف کعبه کویش به پهلو می رومنقش پا گیراتر از دست عسس باشد مرا
بر دلم رحمی کن ای صیاد از خونم گذرصحبت گرمی به مرغ این قفس باشد مرا
در تماشای شکرگاهی که خوابم می بردسایه بانها بر سر از بال مگس باشد مرا
می روم در گلستان و کوس رحلت می زنمخنده هر غنچه یی بانگ جرس باشد مرا
بر رفوگر چشم کی دوزد قبای پاره امگر به سوزن رشته داری دسترس باشد مرا
می روم شبها که سر در آستان او نهمسایه دیوارکوبی او عسس باشد مرا
خار و خس آیند بهر پای بوسی خانه خیزآشنا گر شعله آتش نفس باشد مرا
کی رسم بر آرزوهای دل خود سیدامیوه باغ تمنا نیمرس باشد مرا