گنج

شمارهٔ ۸۴

۱۳ بیت
بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مراهمچو مرغ بیضه عریانی قفس باشد مرا
تشنه ام از سادگی می جویم امداد از حیاتالتماس از همدم کوته نفس باشد مرا
کاروان را گوش از غفلت به آواز دراستکوس رحلت بانگ پرواز مگس باشد مرا
مرغ شاخ شعله ای ای برق بر من رحم کنقوت پرواز بال از خار و خس باشد مرا
کس نمی گوید خبر از چشمه آب حیاتخضر این ره آمد و رفت نفس باشد مرا
خواب خوش در خانه صیاد کردن ابلهیستتکیه چون صورت به دیوار قفس باشد مرا
کشتی خود را به ساحل می رسانم همچو موجگر ازین دریا حبابی همنفس باشد مرا
مرغ آزادم ز من پرواز کردن رفته استخواب راحت زیر دیوار قفس باشد مرا
بس که کلکم از ریاضت نیشکر گردیده استبوریای خانه از بال مگس باشد مرا
روی بازار سمندر گرم از داغ من استحق بسیاری به آن آتش نفس باشد مرا
در بلا بودن اسیران را به از بیم بلاستآشیان در گوشه بام قفس باشد مرا
گشته ام از فاقه بسیار تار عنکبوتانتظاری بر پر و بال مگس باشد مرا
سیدا امروز از دزدان معنی فارغمخانه همچون بام زندان عسس باشد مرا