گنج

شمارهٔ ۵۵۹

۵ بیت
به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتیز احوالم نپرسیدی و خاموش آمدی رفتی
سخن ناگفته بنشستی خرابت من کبابت منز جام حسن می نوشیده بیهوش آمدی رفتی
چو بلبل ناله زار من ای بی رحم نشنیدیبه رنگ غنچه گل پنبه در گوش آمدی رفتی
سرت گردم کجا آموختی این دردمندی راگریبان چاک و بی پروا کله پوش آمدی رفتی
مثل شد سرو، همچون سیدا بر بی سر و پایبه سیر بوستان تا جام بر دوش آمدی رفتی