گنج

شمارهٔ ۵۶۰

۵ بیت
چرا به کلبه ام مهربان نمی آییبه دستگیری این ناتوان نمی آیی
در انتظار تو چشمم شدست خانه نشینقدم نهاده تو ای میهمان نمی آیی
گشاده شب همه شب همچو هاله آغوشمبه سویم ای مه نامهربان نمی آیی
پریده از غم تو همچو کهربا رنگمتو ای بهار به سیر خزان نمی آیی
چو سیدا به رهت چشم روز و شب دارمچو بوی گل ز نظرها نهان نمی آیی