گنج

شمارهٔ ۵۵۲

۵ بیت
تا کی ای بلبل به دنبال هنر افتد کسیبه که همچون غنچه بر سودای زر افتد کسی
از خبرداری ز من گشتند یاران بی خبرباخبر باشند از خود بی خبر افتد کسی
دستم از بهر خدا ای عیسی مریم بگیراز فلک افتد به است از پشت خر افتد کسی
چون عصا سازند او را پیشوای خویشتنکوچه گردو خشک مغز و دربدر افتد کسی
می توان برداشت او را بر سر خود سیدادر میان هر دو جنگی چون پسر افتد کسی