گنج

شمارهٔ ۵۰۲

۵ بیت
فصل نوروز است می‌آید هوای تازه‌ایبلبل و گل را شده برگ و نوای تازه‌ای
بر سر افتادگان افتاده سودای لباسسرو می‌خواهد درین موسم قبای تازه‌ای
حلقه تسبیح خود کردند حق‌گویان جدیدفاخته افگنده در گردن ردای تازه‌ای
داده خورشید فلک تبدیل جای خویش راتا شود آیینه‌رویان را صفای تازه‌ای
می‌توان دانست همچون شیشه می سیدادر دل هر کس که باشد مدعای تازه‌ای