گنج

شمارهٔ ۴۹۷

۸ بیت
ای گل به سیر باغ چو باد صبا مروبیرون ز خانه ای چمن دلگشا مرو
محراب از انتظار تو آغوش کرده وابر خانه خدا ز برای خدا مرو
یکجا نشین به معنی بیگانه خوی کنبیرون ز خود به هر سخنی آشنا مرو
ناموس بلبل چمن خود مده به بادچون بوی گل به آه نسیمی ز جا مرو
جای تو چشم من بود ای نور چشم منمانند سرمه سر زده در دیده ها مرو
هر جا رود ز سایه جدا نیست آفتابکم نیستم ز سایه تو از من جدا مرو
مانند کوه پای به دامن کشیده دارچون برگ کاه بر طرف کهربا مرو
ماهی به آب زنده و من با وصال تویعنی که دور از نظر سیدا مرو