گنج

شمارهٔ ۴۸۶

۸ بیت
پیچیده با نگاهم از سیر باغ بی تواز سینه ام چو لاله گل کرده داغ بی تو
پروانه ام نشسته بیرون در چو کورانفانوس من ندیده روی چراغ بی تو
تو می کشی به اغیار من با دو چشم خونبارتو خوش دماغ بی من من بی دماغ بی تو
چون گل تمام زخمم دارم سری به ناصورالماس پاره ها را سازم سراغ بی تو
گلبانگ عندلیبان از نوحه گر دهد یادماتم سرا نماید از دور باغ بی تو
آید تبسم تو هر گه به خاطر منپیمانه نمک را ریزم به داغ بی تو
هر کس ز هند آید پرسم ز خط و خالتخود را دهم تسلی برگشت زاغ بی تو
ای غنچه سیدا را سیر چمن مفرمایباشد سر بریده گلهای باغ بی تو