گنج

شمارهٔ ۴۶۸

۱۲ بیت
مسجد در آی و تکیه به غیر از خدا مکنبر روی خلق چشم چو محراب وا مکن
از کوی اهل جود گذر گرم چون سمومخود را چو سایه در ته دیوار جا مکن
امروز از شکایت ایام لب بوبنددل را چراغ گوشه ماتم سرا مکن
پهلو بر آستانه نودولتان منهاز ناخن پلنگ به خود متکا مکن
دست هوس ز نعمت الوان کشیده داربر خوان خلق پیرویی اشتها مکن
همچون نگین مناز به اقبال دیگریپرواز از غرور به بال هما مکن
بر باد حادثات روی زود همچو موجهمچون حباب خانه ز دریا جدا مکن
کو مرهمی که داغ شود کامیاب ازودردی اگر رسد به تو او را دوا مکن
سیلی خوری به روی خود از صرصر خزاندر باغ دهر سینه چو گل بر هوا مکن
آب بقا ز ساغر فغفور چین مخواهچشم طمع به کاسه دست گدا مکن
امداد خود ز گوشه نشینی طلب نمایافتی اگر ز پای خیال عصا مکن
ای سیدا به اهل جهان راز دل مگویبیگانه را به هر سخنی آشنا مکن