گنج

شمارهٔ ۴۶۵

۵ بیت
کرده ام چون غنچه سر در آستین خویشتنبخیه بر لب دارم از چین جبین خویشتن
داغ همچون لاله دارد آرزوی دل مراسوختم از آتش پهلونشین خویشتن
گر می افسانه ام چون شمع چشمم را گداختآب گشتم از زبان آتشین خویشتن
رهنمایی می کنم بر خرمن خود برق رامی روم خود پیش پیش خوشه چین خویشتن
سیدا پر خون کنم چون گل دهان خصم راسنگ بر کف دارم از فکر متین خویشتن