شمارهٔ ۴۶
ای ز رویت درگرفته شمعها در خانههاانجمنها هر طرف از مرده پروانهها
یاد عمر رفته خود هرکه باشد میکندنیست غیر از ذکر زلفش بر زبان شانهها
عشرت ایام در دوران ما شد منتهیبرنمیآید صدایی از لب پیمانهها
دست خشک اهل طمع را دست رد خواهد شدنمیکند مشاطه این نقل از زبان شانهها
در خیال صید اگر دامی فگندی بر زمینسبز چون مژگان شود در چشم دامم دانهها
در چمن آهی گر از سرگشتگی بیرون کشمآسیابی باد گردد بلبلان را خانهها
سیدا آرام از دنیاپرستان بردهاندخواب راحت کردهام از دیده دیوانهها