شمارهٔ ۴۳۸
در دم خط آن پسر در جستجو خواهد شدنآشنائی ها ما معلوم او خواهد شدن
شبنم خوبی ز گلبرگ ترش خواهد چکیدپیش چشم بلبلان بی آبرو خواهد شدن
از غرور حسن تا کی روی گرداند ز مااین نمی داند که روزی روبرو خواهد شدن
کاکل او آرزوی غارت دین می کندعمرش آخر بر سر این آرزو خواهد شدن
تا به کی چون شیشه می کند گردنکشیخشک مغز آخر سر او چون کدو خواهد شدن
می کند با کاسه های می به پیش ما سخندست بر سر عاقبت همچون سبو خواهد شدن
روی چون تصویر بر دیوار خواهد نقش کردزلفش آخر جانشین کلک مو خواهد شدن
می کند صد گفتگوی تلخ با گلهای باغعاقبت شرمنده این گفتگو خواهد شدن
آن لب شیرین که باشد داغ از حلوای قنداز غم حلوای پشمک همچو مو خواهد شدن
از پریشان گردیی خود آن پریرو سیداهمچو خورشید جهان بین کو به کو خواهد شدن