گنج

شمارهٔ ۴۲۰

۴ بیت
بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنمسینه را بر سوزن مژگان بلبل می زنم
سبزه بیگانه روی بیابان نیستمخط یارم حلقه بر پهلوی سنبل می زنم
می کند خاموشی صیاد گیرا دام رایار را از دور اگر بینم تغافل می زنم
سیدا سودا اگر مشک خطای نیستمشانه مشاطه ام دستی به کاکل می زنم