گنج

شمارهٔ ۴۱۸

۷ بیت
نسیم صبح پیامی رساند در گوشمکه شد گل چمن انتظار آغوشم
کدام سرو مرا در کنار می آیدچو بال فاخته پرواز دارد آغوشم
بود ز بوی گلم کوچه باغها لبریزاز این چه سود که گلچین کند فراموشم
به کوی عشق سبکروترم ز سایه خویشبه دامنی نرسیدست گرد پاپوشم
به دام بی پر و بالی کشیده اند مرانمی کنند رها آنقدر که می کوشم
حذر ز تیر ملامت نمی کنم هرگزلباس پاره به بر دارم و زره پوشم
برون ز هستی خود سیدا نمی آریمکه داده است مرا دارویی که بیهوشم