شمارهٔ ۳۴
تا جلوه عنان تو برداست هوش مادارد سری به حلقه فتراک گوش ما
لب بستر کی به غنچه گشاید در نشاطباشد کلید فتح زبان خموش ما
ای محتسب رعایت خود را نگاه داردست سبوی باده رسیده به دوش ما
ما را هلاک می کنی و خنده می زنیشهد است خوردن تو زهر است نوش ما
تا پا کشیده ایم ز میخانه سیداافتاده رخنه یی به صف می فروش ما