گنج

شمارهٔ ۳۲

۵ بیت
قبا کشیده به بر قامت بلند تو راشکر گرفته در آغوش نوشخند تو را
هلال تا به رکاب تو سر نهد چون نعلهزار بار ببوسد سم سمند تو را
دلم شکسته و عمریست آرزو داردهوای سنبل زلف شکسته بند تو را
به حال خسته خود این همه تغافل چیستفراق زیر و زبر کرده دردمند تو را
چو سیدا نبود ساده لوح در ره عشقنشان لطف گمان کرده زهرخند تو را