گنج

شمارهٔ ۳۰

۷ بیت
سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب رااضطرابم جان درآرد کشته سیماب را
می شود خصم قوی از چرب و نرمی زیر دستمی کند پامال خود یک قطره روغن آب را
بر ضعیفان بیشتر می آید از دوران شکستموج پندارد گلوی آسیا گرداب را
تیغ استاد مکمل باشد از نقصان تهینیست بر شمشیر ابرو دست پیچ و تاب را
زور بازو را چه نسبت پیش عقل حیله گررستم از تدبیر زد بر خاک و خون سهراب را
نیک و بد را از حوادث های دوران چاره نیستکی تواند سد ره شد خار و خس سیلاب را
از تواضع قبله عالم توان شد سیدامی کند پشت دو تا مد نظر محراب را