شمارهٔ ۳
یارب از پیمانه صحبت شرابی ده مرااز لب جان بخش اهل دل کبابی ده مرا
سینه ام یک ذره خالی نیست از اندوه و غمخانه تاریک دارم آفتابی ده مرا
غنچه ام افسرده گردیدست از بی شبنمیهمچو برگ گل در اعضا آب و تابی ده مرا
از خرابی پیکرم گردیده مانند هلالتا به پیراهن نگنجم ماهتابی ده مرا
خشک گردیدست نخل هستیم از تشنگییارب از جوبار لطف خویش آبی ده مرا
در غم روز حساب افتاده ام چون سیداتا شوم آسوده رزق بی حسابی ده مرا