گنج

شمارهٔ ۲۹۸

۷ بیت
ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بودگرد او آغوش من پروانه همچون هاله بود
کلبه ام می گشت چون پروانه بر گرد سرمشمع در کاشانه من شعله جواله بود
رفتم امشب سوی مطرب تا دلی خالی کنمکاسه طنبور او لبریز آه و ناله بود
ساغر خود دوش بردم سوی بحر از تشنگیبر لب دریا نظر کردم پر از تبخاله بود
بر سر بالین دنیا دار رفتم روز مرگچون نظر کردم به رویش مرده صدساله بود
بر در ارباب دولت پا نهادم سوختمحلقه دروازه او شعله جواله بود
سیدا گشتم شبی مهمان به دولتخانه یینان او تر کرده در خون همچو داغ لاله بود