گنج

شمارهٔ ۲۸۲

۷ بیت
گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کندهر که زر دارد تمناهای عالی می کند
می توان گفتن درد خود به یاران قدیمپیش میخواران دل خود شیشه خالی می کند
هر که می باشد حباب آسا به هستی اعتمادتکیه بر دیوار ایوان شمالی می کند
سعی ها دارد که گردد غنچه گل را جانشینای چمن معذور فرما خوردسالی می کند
هر که خود را می کند در بزم نادانان صفتپیش کوران دعویی صاحب جمالی می کند
خط برون آورد و خالش ماند در زیر غباراز عمل چون ماند هندو خاکمالی می کند
هر که از ملک قناعت سیدا شد کامیابکاسه فغفور را ظرف سفالی می کند