گنج

شمارهٔ ۲۸۰

۶ بیت
سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کردآب را موج خرامش پای در زنجیر کرد
ای دم صبح قیامت این همه تأخیر چیستپاس خاطر داریی صحبت مرا دلگیر کرد
هر سرمه با قد خم گشته می گوید هلالگردش ایام ما را در جوانی پیر کرد
آن کمان ابرو غضبناک از سر خاکم گذشتچون هدف لوح مزارم را نشان تیر کرد
محتسب مرد و صراحی سجده های شکر ساختشیشه را از باده خالی مرگ این بی پیر کرد
سیدا دنیاپرستان را نگردد نو لباسجغد نتواند به خود ویرانه را تعمیر کرد