گنج

شمارهٔ ۲۸

۶ بیت
نیست آزار کسی در دل غم پیشه ماجوی شیر است روان از دهن شیشه ما
خسرو عشق اگر بر سر انصاف آیدخون فرهاد ز شیرین طلبد تیشه ما
ما نهالیم که پرورده باغ دگریمشاخ ما سبز شود پیشتر از ریشه ما
موج را بحر خطرناک بود تخته مشقهر کجا تیغ بود پا نهد اندیشه ما
بر سر خامه نهی تیغ نگردد ز زبانتندخویی نتوان کرد به همپیشه ما
سیدا پیکر ما سوخت سراپای ز داغآتش افتاد به یکبار در این بیشه ما