شمارهٔ ۲۶۵
به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بنددکمر در خدمت استاد شاگرد خلف بندد
رسد هنگام حاجت روزیش از عالم بالادهان خویش هر کس از طلب همچون صدف بندد
به گلشن آمد آن شوخ و ز پا افگند گلها راکسی گر در هنر کامل شود دست طرف بندد
دل از شادی نشان ناوکش کردم ندانستمکه این تیر خطا چشم خود از روی هدف بندد
فلک آید به رقص ای سیدا از جوش آهنگمرقیب از سادگی تهمت به پای چنگ و دف بندد