گنج

شمارهٔ ۲۳

۷ بیت
بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیارفته ام از خود بیا ای عیسی مریم بیا
بهر پابوست جبینم انتظاری می بردکعبه مقصد بیا ای قبله عالم بیا
غنچه های داغ بر اعضای من گل کرده استآب اگر بر آتشم می ریزی ای شبنم بیا
گرد دل برگشته یی اکنون به چشم من نشینحج بجا آورده یی بر چشمه زمزم بیا
از غمت در خون چو مرغ نیم بسمل می طپمزخم کاری خورده ام در سینه مرهم بیا
پله حسنت به میزان نظر باشد گرانیوسفی گر می زنی ما را به سنگ کم بیا
سیدا بزمی به خون دل مهیا کرده استای گل خندان بیا با چهره خرم بیا