گنج

شمارهٔ ۲۰۸

۵ بیت
به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتدحبابی گردد و گرداب از دریا برون افتد
نشد مقبول شیرین کاریی فرهاد خسرو راهنر معیوب گردد هر که را طالع زبون افتد
دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شدنبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد
نهد بر خاک دنیا دار پهلو از تهیدستیصراحی چون ز می گردید خالی سرنگون افتد
دو عالم سیدا امروز باشد کعبتین مننمی دانم که از دستم بروی تخته چون افتد