گنج

شمارهٔ ۱۹۹

۷ بیت
ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه می‌سوزدتو در یک خانه آتش می‌زنی صد خانه می‌سوزد
تو می با غیر می‌نوشی و می‌گردم کبابت منتو شمع انجمن می‌گردی و پروانه می‌سوزد
به جسم و جان من ای برق بی‌پروا مروت کنتو بر کاه من آتش می‌زنی و دانه می‌سوزد
نگاه گرم در میخانهٔ من از که افتادستمی از خُم تا برآید شیشه و میخانه می‌سوزد
تو را امروز همچون موی آتش‌دیده می‌بینمکدام آشفته بر تسخیر زلفت شانه می‌سوزد
نمی‌ریزد کسی بر آتش بی‌تابی‌ام آبیبه حالم آشنا می‌گرید و بیگانه می‌سوزد
به یادِ آن گل رو سیدا شمعی که افروزمبه گلشن بلبل و در انجمن پروانه می‌سوزد