گنج

شمارهٔ ۱۷۰

۸ بیت
خلوتسرای رضوان کاشانه تو باشدسوی بهشت راهی از خانه تو باشد
از مه گرفته شمعی گردد به گرد کویتشب تا به روز خورشید پروانه تو باشد
فرهاد و بیستونش سنگی به دست طفلیموسی و کوه طورش دیوانه تو باشد
هرگز لبی ندیدم خالی ز گفتگویتهر جا که می نهم گوش افسانه تو باشد
هر ذره را به خورشید امروز آشنائیستدر زیر آسمان کیست بیگانه تو باشد
سرچشمه دهانت گرداب بحر رحمتاز آب مغفرت پر پیمانه تو باشد
دیوار را به مژگان تا حشر می تراشمبینم چو صورتی را در خانه تو باشد
چون سیدا نه افلاک هستند خوشه چینتچون دام چشم عالم بر دانه تو باشد