گنج

شمارهٔ ۱۷

۷ بیت
ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌هاپامال شبنم گل روی تو باغ‌ها
امشب بیا به کلبه‌ام ای رشک بوستانکز روغن گل است لبالب چراغ‌ها
نامم میان سوختگان تا بلند شدخود را به لاله زار کشیدند داغ‌ها
زان یار خانگی خبری هیچ کس نگفتلبریز شد ز آبله پای سراغ‌ها
امروز بس که ریخته‌ای خون بلبلانبربسته شد به خلق ره کوچه‌باغ‌ها
در آفتاب سوخته گشتند قمریانبر سایه‌های سرو نشستند زاغ‌ها
در هیچ دل نماند غم عشق سیداشد پیر در خیال جوانان دماغ‌ها