گنج

شمارهٔ ۱۴۱

۵ بیت
روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توستروز و شب همچون صراحی چشم من بر سنگ توست
از دکانت گر گذر سازم رسد پایم به سنگگر نشینم بر تماشای جمالت ننگ توست
پیکرم از دیدنت فواره آتش شودآن که خونم را به جوش آرد در اعضا رنگ توست
گوشم از آواز تو بالین عشرتها شدستدر کدامین پرده ها ای خوشنوا آهنگ توست
سیدا امروز در پیش دکان او مروسنگها ایستاده بر کف مستعد جنگ توست