گنج

شمارهٔ ۱۳۷

۹ بیت
لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفتاز دیار حسن او اول زبان خواهد گرفت
سد راه لشکر خط تیغ نتوان شدنفتنه او دامن آخر زمان خواهد گرفت
صد خیابان سرو را قدش به خاک افگنده بودانتقام خویش اکنون باغبان خواهد گرفت
نرم نرم آخر در آغوشم درآید همچو تیرتا به کی پر زور خود را چون کمان خواهد گرفت
کشکشان خواهند بردندش به دار انتقاماز گریبانش خط و زلف از میان خواهد گرفت
خط مشکین گرد رویش دیدم و حیران شدمخلق می گفتند ماه آسمان خواهد گرفت
آنکه در هر بزم باشد جای او بالای چشمرفته رفته جای خود بر آستان خواهد گرفت
پیر هم گشتست با من می کند گردنکشیتا دم محشر مگر خود را جوان خواهد گرفت
سیدا آن کس که با او می نماید دوستیخویش را تا موسم خط مهربان خواهد گرفت