گنج

شمارهٔ ۱۳۸

۷ بیت
دور آن رخسار و جور آسمان خواهد گذشتفصل باغ و روزگار باغبان خواهد گذشت
دولت پا در رکاب شبنم و گل عاقبتاز چمن ماننده آب روان خواهد گذشت
کامرانی های خطت یک دو روزی بیش نیستچشم تا بر هم زنی این کاروان خواهد گذشت
گرچه آن زلف از کفم امروز دامن می کشدصد ره از پهلوی من دامن کشان خواهد گذشت
در فراق سرمه چندان گریه ها سازی که آباز سر آن کاکل عنبرفشان خواهد گذشت
زردروئی ها تو را نسناس خواهد ساختنبر سرت سودای رنگ زعفران خواهد گذشت
سیدا را از نظر انداختی با حرف غیرهر چه کردی از سر این ناتوان خواهد گذشت