شمارهٔ ۱۳۶
لشکر خط آخر از ملک تو رو خواهد گرفتزلف مشکین از شکست خویش بو خواهد گرفت
هرگز آن آئینه رو یکسو نمی کردی نظرچون چهار آئینه جا در چارسو خواهد گرفت
صورت خود نقش بر دیوار خواهد ساختنزلف خود بر دست همچون کلک مو خواهد گرفت
پاره خواهد شد گریبانش ز دست انداز خطسوزن از مژگان خود بهر رفو خواهد گرفت
در نظر هرگز نمی آورد چشمش سرمه رااز غبار خط نفس اندر گلو خواهد گرفت
با دهان خشک خواهد ماند آخر چون قدحدست حسرت زیر سر همچون سبو خواهد گرفت
در چمن چون سبزه بیگانه پا خواهد نهاداشک ریزان جای خود برطرف جو خواهد گرفت
گرچه دارد سیدا امروز یار از من کناردر کنارم آخر آن بدخوی خو خواهد گرفت