شمارهٔ ۱۳۵
ای مقدم تو قبله چشم تر من استهر جا که نقش پای تو باشد سر من است
خوابم بدیده بی تو چو شبنم بود حرامشبها اگر چه خرمن گل بستر من است
در کوی تو غبار مرا می برد نسیمهر جا که منزل تو بود محشر من است
بیرون شدم ز بیضه و گشتم اسیر دامایام در شکنجه بال و پر من است
چون غنچه سایه پرور پیراهن خودمهر جا روم کلاه سرم چادر من است
دریا دلان به کس دم آبی نمی دهندگرداب چشمه تر ز لب ساغر من است
چون ابر گریه را نکنم خار سیدااین اشک نیست طفل به جان پرور من است