شمارهٔ ۳۰ - در تقاضای صله فرماید
ای به ذات کریم بیهمتاوی به طبع سلیم بیمانند
وی به نخجیر گاه دهر تو راشیر گردون کمینه صید کمند
ظل قدرت چو آسمان عالیقدر ظلت چو آفتاب بلند
در رهت همچو بندگان همه روزخور به تشریف چاکری خرسند
بر درت همچو چاکران همه شبمه به عنوان بندگی دربند
افتابا سپهر ایوا ناای به عونت سپهر حاجتمند
وی به لطف تو چرخ اطلس بوداز مه و افتاب زیور بند
خلعتی کز تن مبارک خودوعده کردی به این فقیر نژند
بس که میباید از تن تو شرفکه نیاید ز خلق چشم گزند
ترسم آن دم که لطف فرمائیاز بر من فرشتهها به برند