گنج

شمارهٔ ۸۴

امشب دگر حریف شرابت که بوده استتا روز پرده‌سوز حجابت که بوده است
آن دم که دور گشته و ساقی تو بوده‌ایپیشت که گشته مست و خرابت که بوده است
جنبیده چون لب تو به مستانه حرفهالذت چش سئوال و جوابت که بوده است
دوری که اقتضای غضب کرده طبع میشیدای سر خوشانه عتابت که بوده است
دوری دگر که کرده شلاین زبان تو رامدهوش پاس بستر خوابت که بوده است
چون محتشم نبوده به گرد درت دوانمخصوص خدمت از همه بابت که بوده است