گنج

شمارهٔ ۶۵

به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاستبر آسمان ز لب غیب‌افرین برخاست
به بزم شعلهٔ ناز بتان جلوه فروشفرو نشست چو آن سرو نازنین برخاست
فکار گشت ز بس آفرین لب گردونبه قصد جلوه چو آن جلوه‌آفرین برخاست
کرشمه سلسله جنبان قید دلها گشتز باد جلوه چو آن جعد عنبرین برخاست
بلا به زود لب انبساط خندان شداگرچه دیر ز ابروی ناز چین برخاست
به آرمیدگیش گرچه شد عزیمت رقصز جا نخاسته آرام از زمین برخاست
چو داد جلوهٔ آشوب خیز داد و نشستفغان ز محتشم والهٔ حزین برخاست