گنج

شمارهٔ ۵۹۰

دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهیشاه مشرب پسری ترک وشی کج کلهی
نخل آتش ثمری سرو مرصع کمریعالم‌افروز سهیلی علم افراز مهی
قدر بَهاینده جان چشم فریبندهٔ دلطرفهٔ طاوس خرامی عجب آهو نگهی
ملک دل می‌رود از دست که کردست ظهورشاه عاشق حشمی خسرو یک دل سپهی
نقد جان بر طبق عرض نه ای دل که رسیدباج خواهنده مهی کیسه تهی پادشهی
غیر ازو گر همه جان برد و بحل گشت که دیدجان ستان آدمی رستمی بی‌گنهی
محتشم بهر فرود آمدن آن شه حسنساز از دیده وثاقی و ز دل بارگهی