گنج

شمارهٔ ۵۶۴

سرلشگر حسن است نگاهی که تو داریترکش کش او چشم سیاهی که تو داری
جوشن در صبر است شکیبنده دلان رارخساره چون پنجه ماهی که تو داری
بر قدرت خود تکیه کند حسن چو گرددصیقل گرمه طرف کلاهی که تو داری
بر یوسفیت حسن گواه است و عجب نیستصد دعوی ازین به گواهی که تو داری
به نما به ملک روی که سازد ز رقابتدر نامه من ثبت گناهی که تو داری
ز آلودگی بال ملایک به حذر باشای اشگ جگرگون سر راهی که تو داری
در بزم سبک می‌کندت محتشم امشببی‌لنگری شعلهٔ آهی که تو داری