شمارهٔ ۵۴۶
من کیستم به دوزخ هجران فتادهایوز جرم عشق دل به عقوبت نهادهای
تشریف وصل در بر اغیار دیدهایبا دل قرار فرقت دل دار دادهای
از جوی یار بر سر آتش نشستهایوز رشگ غیر بر در غیرت ستادهای
پا از ره سلامت دوران کشیدهایبر خود در ملامت مردم گشادهای
در شاه راه جور کشی پر تحملیدر وادی وفا طلبی کم ارادهای
در کامکاری از همه آفاق کمتریدر بردباری از همه عالم زیادهای
چون محتشم عنان هوس دادهای ز دستوز رخش کامرانی دوران پیادهای