گنج

شمارهٔ ۴۹۹

پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست اینعالمی را ساختی رسوا چه رسوائی است این
جلوه کردی با قد رعنا و کشتی خلق راای جهانی کشته قدت چه رعنائی است این
وضع بدمستانه‌ات زد مجلس یاران بهمرسم یاری یا طریق مجلس آرائیست این
هرکه در راهی به عزت کشته‌ای را دید و گفتصید ناوک خورده آن ترک یغمائی است این
هرکجا بوی می‌آمد رفتی آنجا همچو بادباده پیمائی نگویم باد پیمائی است این
جیب چندین تهمت آلوده است حالا از تو چاکگر بدانی موجب صد دامن آلائیست این
دی شنید از محتشم هرچند تلخ آن نوش لبگفت از بی‌طاقتی و ناشکیبائی است این