گنج

شمارهٔ ۴۶۸

شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختنصنع یزدان نخل با این اعتدال انگیختن
بهترین وجهی است در یکتائی دهقان صنعآن دو شهلا نرگس از باغ جمال انگیختن
این چه اندامست و موج‌انگیزی از آب زلالموج ازین بهتر محال است از زلال انگیختن
گر نباشد دست قدرت در میان حسن تو راکی توان از سیم ناب این خط و خال انگیختن
خود قصب پوشی و صد سرو مرصع پوش رامی‌توان در بزمت از صف نعال انگیختن
چند بهر یک عطا کانهم نیاید در وجودسایلی بتواند اسباب سئوال انگیختن
نیست در اندیشهٔ اکسیر وصل او مراحاصلی غیر از خیالات محال انگیختن
دادن از عشق خود اکنون مژده آزادیمهست بهر مرغ بریان پر و بال انگیختن
نیست پر آسان به دعوی محتشم با طبع توتوسن معنی ز میدان خیال انگیختن