گنج

شمارهٔ ۴۴۵

مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوممیل آمیخته با ناز تو را بنده شوم
من خورم تیر نظر گرچه به غیر اندازیالتفات غلط‌انداز تو را بنده شوم
صد جهان پرده دریدی و همان راز مرامحرمی محرمی راز تو را بنده شوم
زان عیادت که نمودی به فرستادن غیرزنده‌ام ساختی اعجاز تو را بنده شوم
خود به خواب خوش و پرداخته محفل از دلنرگس شعبده پرداز تو را بنده شوم
روز محشر که نهد بند به دل قامت حورمن همان سرو سرافراز تو را بنده شوم
محتشم ساختی او را به سخن رام آخرمعجز طبع سخن ساز تو را بنده شوم