گنج

شمارهٔ ۴۰۵

برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردمهزار بار به گرد سر نگاه تو گردم
ز انتظار شوم کشته تا نشان خدنگیز پر کرشمه نگه‌های گاه گاه تو گردم
بزن به تیغم و پیش از من هلاک گنه خودبه گردن دگران نه که من گواه تو گردم
به این امید که روزی شکاری خورم از توهزار سال بگرد شکارگاه تو گردم
به هم زدی ز سبک دستی کرشمهٔ جهانیاسیر فتنهٔ حسن گران سپاه تو گردم
بکش مرا و میندیش از گنه که همان منبه روز حشر عقوبت کش گناه تو گردم
مهی برآمد و برنامد این مراد که یکشببه دیده کام ستان از رخ چو ماه تو گردم
مرا چه محتشم این بس ز باغ وصل که قانعبه نیم نکهتی از عنبرین گیاه تو گردم