شمارهٔ ۴۰۲
به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار میکردمکه جانب داری فهم از ادای یار میکردم
ز بختم با حریفان کار مشکل شد که پی در پیبه تعلیم اشارات نهانش کار میکردم
زبان در بحث با اغیار و دل در مشورت با اومن از دل بیخبر نظارهٔ دیدار میکردم
سخن میگفتم اندر بزم با پهلونشینانشنظر را در میان مشغول آن رخسار میکردم
نوید بزم خاصم دوش باعث بود در مجلسکه بهر زود رفتن کوشش بسیار میکردم
رقیبی بود در بیداری شبگردیم با اوکه پی گم کرده امشب سیر با اغیار میکردم
نهان میخواستم چون از حریفان لطف او با خودبهر یک حرفی از بیلطفیش اظهار میکردم
در افشای جدل با مدعی از مصلحت بینیبه ظاهر گفتگوئی نیز با دلدار میکردم
نمیشد محتشم گر دوست امشب هم زبان منمیان دشمنان کی جرات این مقدار میکردم